التماس دعا
ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلالههای سرخ را به گوش جان میرسانی. دوباره سکوت تاریخ را در هم میشکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجرهها آزاد میکنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش میرسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا میخواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست میکند.

نمی دونم کجا؟ چطور؟ چه وقت اما اگه این روزا حالی بهتون دست داد مارو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:27  توسط مهرداد
|
